تبلیغات
پشت پلک کتاب - بیگانه

شارژ ایرانسل

فال حافظ

در صورت استفاده از مطالب منبع را قید کنید
 

جمعه 2 دی 1390
ن : بهـــــاره .ش نظرات

بیگانه



بیگانه 

آلبر کامو/ امیر جلال الدین اعلم

انتشارت نیلوفر 

چاپ هفتم تابستان 1387

قیمت پشت جلد 2200 تومان

بیگانه اثر آلبرکامو نویسنده، روزنامه نگار و فیلسوف فرانسوی الاصل و متولد الجزایر است، که همیشه اگزیستانسیالیت نامیده شده ولی در تمام نوشته ها و سخنانش خود این مورد را رد می‌کند؛ در سال 1957 برنده جایزه نوبل ادبیات شده است. او پس از  رودیار کیپلینگ جوان ترین برنده جایزه نوبل ادبیات است. فلسفه هیچ انگاری را در تمام کتاب هایش به وضوح می توان دید که نمایشنامه های ابزورد(ادبیات معنا باختگی) امروزی ادبیات آمریکا از تفکر همین نویسنده وام گرفته شده‌اند. هیچ انگاری (absurdism) با پوچگرایی (nihilism) که کامو مصر به مبارزه با آن است تفاوت دارد. پوچ گرایی، زندگی را فاقد معنی و هدف می بیند و یافتن راهی برای درک آن را غیر ممکن می داند؛ اما فلسفه هیچ انگاری زندگی را هدفمند می‌پندارد ولی ذهن انسان و توانایی های محدود اوست که باعث می شود در درک و آگاهی از آن ناتوان بماند و این همان تفکر و فلسفه ای است که در تمام آثار او به چشم می خورد. از آثار مهم او علاوه بر بیگانه، افسانه سیزیف، طاعون و نمایشنامه کالیگولا را می توان نام برد.

مقدمه ای بر ترجمه انگلیسی بیگانه از زبان کامو:

دیرگاهی است که من رمان بیگانه را در یک جمله، که گمان نمی‌کنم زیاد خلاف عرف باشد، خلاصه کرده‌ام:
« در جامعة ما هرکس که در تدفین مادر نگرید خطر اعدام تهدیدش می‌کند.» منظور این است که فقط بگویم قهرمان داستان از آن رو محکوم به اعدام شد که در بازی معهود مشارکت نداشت. در این معنی از جامعة خود بیگانه است و از متن برکنار؛ در پیرامون زندگی شخصی، تنها و در جستجوی لذت‌های تن سرگردان. از این رو خوانندگان او را خودباخته‌ای یافته‌اند دستخوش امواج.
با این حال اگر از خود بپرسند که چرا قهرمان داستان در بازی شرکت نمی‌کند به جوابی خواهند رسید متضمن اندیشه‌ای درست‌تر، یا دست‌کم، اندیشه‌ای نزدیک‌تر به فکر نویسنده. جواب ساده است: مورسو نمی‌خواهد دروغ بگوید. دروغ گفتن تنها آن نیست که چیزی را که نیست بگوییم هست. دروغ‌گویی به خصوص این است که چیزی را که هست زیاده وانمود کنیم، و آن‌جا که به دل مربوط می‌شود، به بیش از آن‌چه احساس می‌کنیم تظاهر کنیم. و این کاری است که همة ما همه روزه می‌کنیم تا زندگی را ساده کنیم.
مورسو ، برعکس آن چه ظواهر می‌نمایاند، نمی‌خواهد زندگی را ساده کند. آن‌چنان که هست، همان‌گونه می‌نماید و همان‌گونه سخن می‌گوید. نمی‌خواهد بر احساساتش سرپوش بگذارد، و جامعه، بی‌تأمل، احساس خطر می‌کند. مثلاً از او می‌خواهند که از جنایتش، طبق معمول، اظهار ندامت کند. مورسو جواب می‌دهد که در این باره بیشتر احساس ملال می‌کند تا ندامت واقعی. و همین تفاوت جزیی کارش را به محکومیت به اعدام می‌کشاند.
مورسو در نظر من خودباخته‌ای دستخوش امواج نیست بلکه آدمی است فقیر و عریان، و عاشق آفتاب بی‌سایه. حاشا که عاری از هرگونه حساسیت باشد. شوری عمیق و پی‌گیر او را به جنبش و هیجان می‌آورد: شور مطلق‌طلبی و حقیقت‌خواهی. حقیقتی که هنوز منفی است، حقیقی بودن و احساس کردن، اما حقیقتی که بی‌آن هیچ فتحی بر خود و بر جهان ممکن نخواهد بود.
بنابراین، با خواندن سرگذشت مردی که بدون هیچ وضع و داعیة قهرمانی، در حقیقت پذیرای مرگ می‌شود امید هست که خواننده زیاد به اشتباه نیفتد. برای من پیش آمده است که برخلاف عرف ادعا کنم که کوشیده‌ام تا در قهرمان کتاب خود، چهرة تنها مسیحی راستینی را که شایستة آنیم تصویر کنم. با این توضیحات خواننده درخواهد یافت که من این نکته را بدون کوچک‌ترین قصد بی‌احترامی می‌گویم، منتهی با طنزی که هر هنرمندی محق است در بارة شخصیتی که آفریده است، به کار برد.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
emileeberg.weebly.com یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 06:45 ب.ظ
wonderful publish, very informative. I'm wondering why the other specialists of
this sector don't realize this. You must continue your writing.
I am sure, you have a great readers' base already!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر