تبلیغات
پشت پلک کتاب - کجا ممکن است پیدایش کنم

شارژ ایرانسل

فال حافظ

در صورت استفاده از مطالب منبع را قید کنید
 

سه شنبه 10 اسفند 1395
ن : بهـــــاره .ش نظرات

کجا ممکن است پیدایش کنم

کلمات کلیدی : داستان کوتاه , موراکامی , کجا ممکن است پیدایش کنم ,


کجا ممکن است پیدایش کنم
هاروکی موراکامی/ بزرگمهر شرف الدین
نشر چشمه: چاپ یازدهم زمستان 1394
تعداد صفحات: 166


من از موراکامی هنوز کارهای بزرگش را نخواندم. کارهای مثل «کافکا در کرانه» یا «جنگل نروژی» ولی این مجموعه داستان به عنوان اولین اثری که  از این نویسنده خواندم واقعا مرا مجذوب کرد. دوست ندارم درباره کتاب ها خیلی حرف بزنم. کتاب باید خودش معرف خودش باشد. و این را هم تازگی ها بهش ایمان پیدا کرده ام که سلیقه در کتاب خوانی حرف اول را می زند و اجازه نمی دهد که هر کتابی را به هر فردی پیشنهاد کنی. برای همین تنها توصیه ام می تواند این باشد که این کتاب را هم نگاهی بیاندازید شاید با سلیقه تان جور بود. یکی دو مجموعه داستان دیگر هم از همین نویسنده خریدم که در صف انتظار نشسته اند تا خوانده شوند. 


پشت جلد:
یک شاعر در بیست و یک سالگی می میرد، یک انقلابی یا یک ستاره ی راک در بیست و چهار سالگی. اما بعد از گذشتن از آن سن، فکر می کنی همه چیز رو به راه است، قکر می کنی توانسته ای از «منحنی بزرگ انسان» بگذری و از تونل بیرون بیایی. حالا در یک بزرگراه شش بانده مستقیم به سوی مقصد خود در سفر هستی. چه بخواهی باشی، چه نخواهی. موهایت را کوتاه می کنی؛ هر روز صبح صورتت را اصلاح می کنی. دیگر یک شاعر نیستی، یا یک انقلابی و یا یک ستاره ی راک. در باجه های تلفن از مستی بیهوش نمی شوی یا صدای «دورز» را ساعت چهار صبح بلند نمی کنی. در عوض، از شرکت دوستت بیمه عمر می خری، در بار هتل می نوشی، و صورت حساب های دندان پزشکی را برای خدمات درمانی نگه می داری.
این کارها در بیست و هشت سالگی طبیعی است. اما دقیقا آن وقت بود که کشتار غیرمنتظره در زندگی ما شروع شد.