تبلیغات
پشت پلک کتاب - دیوانگی در بروکلین

شارژ ایرانسل

فال حافظ

در صورت استفاده از مطالب منبع را قید کنید
 

شنبه 21 تیر 1393
ن : بهـــــاره .ش نظرات

دیوانگی در بروکلین

کلمات کلیدی : دیوانگی در بروکلین , پل استر ,



دیوانگی در بروکلین
پل استر/ خجسته کیهان
نشر افق: چاپ سوم 1391
قیمت پشت جلد:11500
تعداد صفحات:357

داستان از زبان مردی است که به بروکلین می رود تا بمیرد. کتاب دقیقا با همین جمله آغاز می شود."به دنبال مکان آرامی بودم که در آن بمیرم." و همین جمله بود که من را ترغیب به خواندن ادامه داستان کرد. ناتان، شصت ساله که پس از سی سال کار در اداره بیمه بازنشسته شده و مبتلا به سرطان ریه است از همسرش جدا شده و به بروکلین می رود تا در شهری که در آن زاده شده بمیرد. به توصیه دخترش برای بیکار نماندن شروع به نوشتن کتابی با عنوان دیوانگی انسان می کند. که در آن به شرح گاف های زندگی خودش و کلا انسان های دیگر می پردازد. در این بین رفت و آمد او به کتاب فروشی کوچکی به نام انبار برایتمن  او را با صاحبش- مردی به همین - نام آشنا می کند و در آنجا اتفاقی با خواهر زاده اش که سال ها از او بی خبر بوده دوباره ملاقات می کند. و این سرآغاز ماجراهایی می شود که داستان دیوانگی در بروکلین را می سازد. 
این کتاب اولین اثر از پل استر بود که خواندم. کتاب سرشار از جمله های قابل نقل قول است و این داستان را جذاب تر و خواندنی تر می کند. سبک پل استر بسیار دلچسب و شیوه داستان گویی او برایم مجذوب کننده بود. داستان در عین خوش بینی به زندگی و روایت طنز بعضی حوادث به حقایق عمیقی در لایه های خود اشاره می کند که بی اعتنا نمی توان از کنار آنها گذشت. از این نویسنده مردی در تاریکی را بلافاصله خواندم که بعدا از آن خواهم نوشت.

برای شناخت پل استر و آثارش به مقاله ای به نام  درباره پل استر و آثارش در سایت آفتاب برخوردم که فکر می کنم خواندش برای شما هم خالی از لطف نباشد. 

جمله هایی از کتاب:

هدف من از آن چه می گویم غریزه زنده ماندن است..عشق به زندگی. از این نظر یک شیاد بهتر از آدمی ضعیف و خوش قلب است. شیاد ما اگر چه همیشه قوانین را رعایت نمی کند، اما شخصیت دارد. و تا وقتی آدم های با شخصیت وجود داشته باشند، برای دنیا جای امید است.
ص67

پوزش خواستن کار دشواری است؛ حرکتی است ظریف که میان غرور خشک و ندامت توام با اشک و آه قرار دارد و اگر راه گشودن قلب خود را به سوی دیگری صادقانه نیابیم، همه‌ی عذرخواهی ها به نظر تو خالی و کاذب می آیند.
ص74

هر یک از ما آدم ها چند انسان متفاوت در خود داریم و پیش تر از یکی به دیگری تغییر جهت می دهیم، بی آن که هرگز پی ببریم که هستیم.
ص147




می توانید دیدگاه خود را بنویسید
What is the tendon at the back of your ankle? جمعه 24 شهریور 1396 08:02 ب.ظ
Link exchange is nothing else but it is just placing the other person's webpage link on your page at suitable place and other person will
also do similar in support of you.
Can you have an operation to make you taller? جمعه 10 شهریور 1396 10:48 ق.ظ
Thanks for your personal marvelous posting! I genuinely enjoyed reading it, you can be a great author.I will
make certain to bookmark your blog and will often come
back from now on. I want to encourage you to continue your great work, have a nice afternoon!
میله بدون پرچم شنبه 18 مرداد 1393 05:55 ب.ظ
سلام
ترجمه اش چطور بود؟
جملات انتخابی خیلی روان نبودند، كل كتاب همینطور بود؟
ممنون
بهـــــاره .ش پاسخ داد:
سلام
به نظرم ترجمه اش خوب بود. فکر کنم دلیلشم این باشه که اگر ترجمه سخت و نامفهوم بود از خوندنش این همه لذت نمی بردم. چون فکر می کنم ترجمه اثر مستقیم داره با درکی که از کتاب به دست میاد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر