تبلیغات
پشت پلک کتاب - و حتی یک کلمه هم نگفت

شارژ ایرانسل

فال حافظ

در صورت استفاده از مطالب منبع را قید کنید
 

یکشنبه 8 دی 1392
ن : بهـــــاره .ش نظرات

و حتی یک کلمه هم نگفت




و حتی یک کلمه هم نگفت
هاینرش بل/ حسین افشار
نشر آبی: تابستان 1364
تعداد صفحات:176

دومین کتابی بود که از هاینریش بل می خواندم. مثل عقاید یک دلقک در این کتاب هم چهره کریه جنگ و اثرات مخرب آن بر زندگی افراد عادی به تصویر کشیده شده است. نمایش رنج خانواده ای که قبل از جنگ زندگی خوب و عادی داشتند ولی بعد از جنگ زندگی شان به به طرز اسف باری دچار سقوط شده است. زندگی در یک اتاق برای فرد اینقدر سخت است که ترجیح می دهد همسر و سه فرزندش را ترک کند و با وجود عشقی که به همسرش دارد نخواهد با آنها زندگی کند. اتاقی که در آن زندگی می کنند در همسایگی خانواده ایست وابسته به کلیسا که هفتگی مراسم مذهبی برگذار می کنند. ولی چون فرد مدام مشروب می خورد از کمک کردن به آن ها خودداری می کنند. جایی خود فرد می گوید او قبل از جنگ هم زیاد مشروب می خورده است ولی برایش سوال بود که چرا حالا این مسئله این همه مهم شده است. فرد با قرض کردن پولی اتاقی می گیرد و روز را خارج از خانه با همسرش می گذراند و حاضر نیست به آن اتاق کوچک برگردد.
آنچه در این کتاب هم به خودبی عقاید یک دلقک نشان داده شده است. نمایش دین به صورت ظاهری پر زرق و برق است. در جایی که فرد برای قرض کردن مقداری پول با تمام شرمندگی اش باید به خانه دوستان و آشنایان سر بزند مراسم مذهبی  و کنفرانس ها و منظم و با ظاهر بسیار زیبا هر ماهه انجام می شود. توصیف بل از صحنه های مراسم مذهبی در کنار فقر خانواده او و دیگر خانواده ها خواننده را نسبت به دینی که چشم در برابر این همه فقر می بندد بدبین می کند. تا جایی که خود فرد هم به همسرش اعتراف می کند دیگر نمی تواند مثل قبل از جنگ دعا کند.

بخشی از کتاب:

اما، امروز یکشنبه است و من با فرد خواهم بود. کوچولو خوابیده و کلمنس و کارلا در مراسم مذهبی شرکت کرده اند. از حیاط سر و صدای سه مراسم مذهبی، دو کنسرت موسیقی سبک و یک کنفرانس به گوش می رسد. صدای کلفت آواز یک سیاه پوست، سر و صدا های دیگر را تخت الشعاع قرار می دهد. او تنها کسی است که قلبم را می لرزاند،

...and he never said a mumbaling word...

...و حتی یک کلمه هم نگفت....

شاید فرد موفق به پیدا کردن پول بشود و ما با هم برای رقصیدن برویم. یک ماتیک خواهم خرید، آن را همین پایین از زن صاحب خانه، نسیه خواهم خرید. خیلی خوب می شود اگر فرد با من به رقص بیاید. صدای فریاد کلفت و آرام سیاه پوست را هنوز می شنوم، آن را از وسط دو مراسم مذهبی آبکب دیگر می شنوم و احساس می کنم کینه تا گلویم بالا آمده، کینه نسبت به صداهایی که با پرحرفی شان مثل عفونت وارد بدنم می شود.

...they nailed him ti the cross, nailed him to the cross...
او را به صلیب میخکوب کردند، او را به صلیب میخکوب کردند....

بله امروز یکشنبه است و اتاقمان پر از بوی کباب است. این بو برای به گریه انداختنم کافی است، گریه برای بچه هایم که اینقدر به ندرت گوشت می خوردند. سیاه پوست می خواند:

...and he never said a mumbaling word...
....و حتی یک کلمه هم نگفت.

صفحه 49 و 50




می توانید دیدگاه خود را بنویسید
chaturbatefreetokenshack.com چهارشنبه 15 شهریور 1396 08:48 ق.ظ
Hmm it looks like your website ate my first comment (it was super long) so I guess I'll just sum it up what I submitted and say, I'm thoroughly
enjoying your blog. I as well am an aspiring blog writer but I'm still
new to everything. Do you have any tips and hints for newbie blog writers?
I'd definitely appreciate it.
Henrietta دوشنبه 16 مرداد 1396 10:34 ب.ظ
I am curious to find out what blog system you are working with?
I'm having some minor security problems with my latest blog and I'd like to find something more secure.

Do you have any solutions?
How does Achilles tendonitis occur? دوشنبه 16 مرداد 1396 11:43 ق.ظ
When I initially commented I clicked the "Notify me when new comments are added" checkbox and now each time a comment is added
I get four emails with the same comment. Is there
any way you can remove people from that service?
Bless you!
low vitamin d foot pain پنجشنبه 8 تیر 1396 07:21 ق.ظ
Exactly what I was looking for, regards for posting.
http://politicalreligi00.exteen.com/ سه شنبه 2 خرداد 1396 07:07 ب.ظ
I every time spent my half an hour to read this weblog's articles
or reviews all the time along with a cup of coffee.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر