تبلیغات
پشت پلک کتاب - گتسبی بزرگ

شارژ ایرانسل

فال حافظ

در صورت استفاده از مطالب منبع را قید کنید
 

جمعه 10 خرداد 1392
ن : بهـــــاره .ش نظرات

گتسبی بزرگ

کلمات کلیدی : گتسبی بزرگ , رویای آمریکایی , اسکات فیتس جرالد ,


گتسبی بزرگ

اسکات فیتس جرالد/ کریم امامی 

انشتارت نیلوفر چاپ هشتم 1390

قیمت پشت جلد: 5500

کتاب گتسبی بزرگ در لیست دویست کتاب برتر قرن بیستم رتبه دوم را دارد. شاید زمانی که این جمله را ببینید مشتاق شوید که حتما این داستان را بخوانید. ولی اگر صادقانه بخواهیم به خود داستان نگاه کنیم موضوع چندان دلچسبی ندارد. ماجرای تکراری یک عشق نافرجام آن هم بخاطر بی پولی.

ولی رتبه دوم در لیست کتاب های برتر قرن بیست آمریکا من را وادار کرد که دنبال چیز دیگری غیر از داستان و نگارش آن باشم.چون با وجود مراجعه به متن اصلی باز هم نتوانستم چیزی در متن و داستان پیدا کنم. ولی اینکه چرا این کتاب در ادبیات آمریکا این همه مهم شده و اینقدر برایشان ارزش دارد که تا به حال چهار اقتباس از روی این کتاب ساخته شده است که آخرینش در همین جشنواره کن 2013 اکران شد بر می گردد به نگرش کتاب به زندگی آمریکایی و تاریخ آمریکا. داستان در آمریکای دهه بیست اتفاق می افتد. و دانستن شرایط و نوع زندگی مردم در آن دوران باعث می شود بهتر اهمیت این کتاب را در ادبیات آمریکا درک کنید.

در واقع نکته کلیدی داستان که جرالد در نشان دادن آن استادی به خرج داده همان "رویای آمریکایی" است.

رویای آمریکایی به چه معناست؟

در بیانه استقلال آمریکا آمده است که:

"همهٔ انسان‌ها برابر آفریده شده‌اند و آفریدگارشان حقوق سلب‌ناشدنی معینی به آن‌ها اعطا کرده‌است، که حق زندگی، آزادی، و جستجوی خوشبختی از جملهٔ آن‌هاست"

عبارت بالا سر منشا نگرش خاص به زندگی در آمریکا شد و این همان رویای آمریکایی است که اگر شخصی به تمام این حقوق خود دست پیدا کند به زندگی مطلوب دست پیدا کرده. شغل خوب، زندگی راحت بدون نگرانی های مالی، آسایش و رفاه و امنیت که تمام این ها در کنار هم رویای آمریکایی را تشکیل می دهند. 

نگاهی به دهه بیست آمریکا

دهه بیست در تاریخ آمریکا اهمیت ویزه ای دارد.زیرا با آغاز دهه سی آمریکا دچار رکود اقتصادی شدید می شود و جان مردم به لب می رسد. دهه چهل آغاز جنگ جهانی دوم و بعد هم در دهه پنجاه جنگ ویتنام مردم آمریکا و حتی جهان را در نوعی افسردگی و نامیدی غرق کرد.

کتاب گستبی بزرگ تا دهه شصت زیاد هم مورد توجه مردم قرار نگرفت.یعنی این کتاب در زمان حیات جرالد مورد استقبال آنچنانی قرار نگرفت.ولی درست در اواخر دهه پنجاه بود که مردم آمریکا که انگار منتظر دست آویزی برای بیرون کشیدن خود از این نامیدی ها و سیاه بینی ها بودند متوجه این کتاب شدند.

و اما در دهه بیست چه اتفاقات مهمی رخ داد.دهه بیست به نوعی آخرین روزهای خوش و بدون نگرانی مردم آمریکاست. در دهه بیست حوادث بعد از جنگ جهانی اول رونق اقتصادی را برای آمریکا به همراه دارد که این باعث افزایش ثروت مردم می شود. در این دهه حق رای و آزادی به زنان داده شد. در سال 1917 در اصلاحیه هجدهم قانون اساسی آمریکا منع خرید و فروش و تولید مشروبات الکی تصویب شده بود. و این باعث افزایش قاچاق مشروبات الکلی در دهه بیست شده و عده ای زیادی از این طریق ناگهان ثروتمند شدند.(البته این قانون در سال 1933 در اصلاحیه بیست و یکم بازنگری شد  که تنها اصلاحیه بازنگری شده در تاریخ آمریکا نیز هست.) کمتر کسی است که نام آل کاپن را نشنیده باشد. آل کاپن درست در دهه بیست بود که بخاطر قاچاق مشروبات الکلی و فمار به یکی از مشهورترین خلافکارهای تاریخ آمریکا بدل شد.

دهه بیست دهه رواج اتومبیل نیز هست. در سال 1923 فورد اتومبیل ارازن قیمتی تولید کرد که تمام افشار مردم قدرت اینکه ماشین بخرند پیدا کردند.در این زمان ماشین به عنوان وسیله لوکسی بود که ثروتمندان با خرید آن به نوعی نمایش ثروت می دادند.  این دهه به عصر جاز هم شهرت پیدا کرده که خود جرالد این کلمه را مورد استفاده قرار داد و باعث رواج ان شد. عصر جاز به دوره ای گفته می شود که موسیقی جاز به شدت گسترش پیدا کرد ولی منظور اصلی عبارت عصر جاز، زندگی بی دغدغه مردم و به زمانی گفته می شود که مردم برای پول نگرانی نداشتند.

گتسبی بزرگ

و اما جرالد و داستان گستبی بزرگ. داستان از زبان جوانی به نام نیک کاره وی و از نگاه اول شخص روایت می شود. نیک یکی از شخصیت های فرعی داستان است که از غرب میانه آمریکا که در داستان نماد جامعه سنتی است به شرق که نماد جامعه پیشرفته و تحت تاثیر اروپاست، برای پیدا کردن کار مهاجرت می کند. نیک در جزیره های دوقولویی که شبیه تخم مرغ بوده و درست رو به روی هم قرار دارند ساکن می شود. این دو جزیره تخم مرغی به وست اگ و ایست اگ مشهور هستند که جرالد این دو جزیره را نماد شرق و غرب آمریکا در داستان قرار داده است. ساکنان جزیره غربی بیشتر افراد کم درآمد وسنتی هستند در حالی که ساکنان جزیره شرقی نماینده مردمان ثروتمند و متجدد هستند.

گتسبی بزرگ در همسایگی نیک زندگی می کند. و نیک راوی زندگی او می شود. گتسبی مردی که از نگاه دیگران ثروتمند مرموزی است که شایعات گوناگونی پشت سرش جریان دارد. شایعاتی که حتی قتل را هم بینشان می توان دید. نیک به دعوت گسبتی به یکی از مهمانی های او می رود و با او آشنا می شود. کم کم در طول داستان علت اصلی اینکه چرا گتسبی بزرگ با آن ثروت و موقعیت در جزیره‌ای  مثل وست اگ ساکن شده مشخص می شود. او در جوانی عاشق دختری بوده که از اقوام دور نیک است.(دی زی) که اکنون به اتفاق همسرش تام و دخترش در جزیره دیگر و درست در مقابل خانه گتسبی ساکن است.او هر شب از باغ خانه اش به دماغه جزیره دیگر- ایست اگ- یعنی همان خانه دی زی نگاه می کند. خانه ای که اسکله اش با چراغ سبز کوچکی که برای نشان دادن راه به قایق ها نصب شده مشخص می شود. این چراغ نمادی است که دنبال کردن رویا را در داستان نشان می دهد که گسبی بعد از این همه سال هنوز هم دست از دنبال کردن رویایش برنداشته است. او تمام تلاش خودش را کرده است که خودش را به سطح دی زی برساند بلکه بتواند توجه او را به خود جلب کند.

جرالد تمام عناصر دهه بیست را در داستان گنجانده است. گتسبی که در جوانی فقیر بوده اکنون به مدد قاچاق مشروبات الکلی ثروتمند شده و هر هفته مهمانی هایی می گیرد و مردم از گوشه و کنار شهر به مهمانی او می آیند. مردمانی که هیچ دغدغه ای غیر از مهمانی رفتن و خوش گذراندن ندارند. 

"اولین شبی که به خانه گتسبی رفتم، تصور می کنم من یکی از چند مهمان انگشت شماری بودم که واقعا دعوت شده بودند. مردم دعوت نمی شدند_ خودشان آنجا می رفتند. سوار اتومبیل هایی می شدند که آنها را به لانگ آیلند می برد و آنجا یک جوری جلو خانه‌ی گتسبی سردر می‌آوردند. آنجا، کسی که با گتسبی آشنا بود معرفی شان می‌کرد و از آن پس رفتارشان مطابق آداب معاشرت متداول در یک شهربازی بود. و گاهی چنان می‌آمدند و چنان می رفتند که حتی با خود گتسبی هم برخوردی نداشتند؛ ساده‌دلی‌شان خود بلیت ورودی آنها بود."(ص63)

برای آنها شایعاتی که درباره گتسبی گفته می شود مهم نیست همین که او ثروتمند است برای آنها کفایت می کند. در این دوره ثروتمندان از احترام برخوردارند.او خانه بزرگی دارد تعداد زیادی اتومبیل و مهمانی‌های هفتگی. برای همه همین چیزها کافی است. در طول داستان البته مشخص می شود که در اصل گتسبی این مهمانی ها را تنها به این امید در خانه اش ترتیب می دهد که شاید زن مورد علاقه اش (دی زی)روزی به آن پا گذارد.

مهمان ها ثروتشان را با اتومبیل که در کالای لوکسی محسوب می شده به رخ بقیه می کشند در حالی که گاهی هیچ اطلاعی از وسیله ای که استفاده می کنند ندارند. این ماجرا به خوبی در صحنه ای که چرخ اتومبیل یکی از مهمان ها در موقع خروج از ماشین جدا شده و مرد راننده اصلا متوجه این نیست که نمی تواند بدون چرخ حرکت کند، نشان داده شده:

"چی شده بنژین تمام کرده؟"

"نیگا کن!"

شش انگشت به چرخ قطع شده اشاره می کردند - مرد لحظه ای به آن خیره ماند و سپس به بالا نگریست، مثل این که حدس می زد چرخ از آسمان افتاده باشد.

کسی به توضیح گفت:" کنده شده."

مرد سرش را به تصدیق تکان داد.

"اول متوجه نشدم ایشتادیم."

....

او پس از لحظه ای پیشنهاد کرد که " از عقب بیارینش بیرون. بگژارینش تو دنده عقب."

"بابا چرخ کنده شده"

مرد مردد ماند و بعد گفت:

" امتحانش ژرری نداره!"(ص 80)

این صحنه خودش به نوعی پیشگویی درباره حادثه‌ی انتهایی کتاب است که همین ماشین نقطه اوج داستان را غافلگیرانه رقم می زد.

جرالد در این کتاب در عین حال در کنار بقیه جنبه های زندگی مردم به این نکته هم اشاره دارد که این نوع مرفه و شاد و بدون دغدغه برای برای همه نیست.برای رفتن از لانگ آیلد محل جزیره های دوقلو به نیویورک باید از دره خاکستر عبور کرد. جایی در حاشیه شهر نیویورک که نصیب مردم سطح پائین از این زندگی گرد و غبار خاکستری رنگی است که تمام زندگی آنها را پوشانده است.

او در پایان حتی به این نکته هم اشاره می کند که احترامی که ناشی از ثروت باشد به همان سرعت که آمده از دست می رود. نیک گرچه در طول داستان جذب ثروت و موقعیت ثروتمندانی از جمله دی زی، تام و گتسبی می شود که خودش جز آنها نیست ولی در نهایت زمانی که دوباره به غرب باز می گردد اعتراف می کند که ثروتنمدان آنقدرها هم ارزش این احترام و توجه را ندارند.

جرالد در کتابش حقایق دهه بیستی را به تصویر می کشید که در طول دهه های بعد به واسطه مشکلات اقتصادی و جنگ های پی در پی به فراموشی سپرده شده بود.کتاب گتسبی بزرگ که در سال 1925 منتشر شده بود و تا اواخر دهه پنجاه مورد توجه قرار نگرفت و حتی در دهه های سی و چهل کلا به فراموشی سپرده شد. ولی در اواخر دهه پنجاه این کتاب به نوعی روحیه افسرده مردم آمریکا را تقویت می کرد که به آنها این نوید داده می شود که رویای آمریکایی مانند همان چراغ سبزی که گتسبی هر شب به آن خیره می شد در دسترس است. اینکه هر کس می تواند رویای آمریکایی را تحقق بخشد.

این کتاب این روزها که آمریکا دوباره در رکود اقتصادی فرو رفته است دوباره در کانون توجه قرار گرفته است که ساختن اقتباس دیگری از این کتاب نشانه این معناست.

درپایان درباره ترجمه کتاب باید بگویم. ترجمه آقای کریم امامی تنها نسخه ترجمه شده موجود از این کتاب می باشد و متاسفانه امکان مقایسه ترجمه ها و انتخاب ترجمه بهتر نیست. 




می توانید دیدگاه خود را بنویسید
swankyparish9906.exteen.com پنجشنبه 29 تیر 1396 01:25 ق.ظ
Wow, wonderful blog layout! How long have you been blogging for?
you made blogging look easy. The overall look of your site is great, as well as
the content!
http://stefanyeckle.weebly.com چهارشنبه 28 تیر 1396 06:21 ب.ظ
Hmm is anyone else having problems with the images on this blog loading?
I'm trying to figure out if its a problem on my end or if it's
the blog. Any feed-back would be greatly appreciated.
kellyveskgablkj.jimdo.com چهارشنبه 28 تیر 1396 05:57 ب.ظ
You ought to take part in a contest for one of the greatest websites on the net.
I will recommend this website!
http://mathildahovermale.hatenablog.com دوشنبه 26 تیر 1396 08:22 ب.ظ
You have made some good points there. I checked on the web for additional
information about the issue and found most individuals will go
along with your views on this web site.
madelaineurso.hatenablog.com شنبه 24 تیر 1396 04:23 ب.ظ
I am not sure where you're getting your information,
but great topic. I needs to spend some time learning more or understanding more.
Thanks for wonderful info I was looking for this information for
my mission.
imperfectapex3183.soup.io شنبه 24 تیر 1396 01:50 ق.ظ
It's really very difficult in this full of activity life
to listen news on TV, therefore I simply use web for that reason, and get the latest news.
Susie دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:58 ب.ظ
Very good blog you have here but I was curious about if you knew of any discussion boards that
cover the same topics talked about in this article?
I'd really like to be a part of community where I can get advice from other experienced people that share the same
interest. If you have any recommendations, please let me know.
Many thanks!
آرش شنبه 30 آذر 1392 11:21 ق.ظ
ممنون از نقدتون
فقط این نکته که ترجمه جدیدی از انتشارات مجید چاپ شده
اگه فرصت کردین مقایسه ای کنید
بهـــــاره .ش پاسخ داد:
متشکرم.
شنیده بودم که ترجمه جدیدی اومده. امیدوارم لااقل این یکی خوب باشه.
حتما.
میله بدون پرچم شنبه 11 خرداد 1392 03:34 ب.ظ
سلام
مطلب خوبی بود. ممنون. یک دوره ای از کتاب در ذهنم انجام شد.نقطه قوت مطلبتان همین مبحث رویای آمریکایی است...
در مورد دومین رمان قرن بیستم هم به نظرم گزافه گویی ناشر است. آن انتخاب مربوط به رمان های انگلیسی زبان بوده است... اصلن این عبارتی که روی کتاب نوشته اند خودش حداقل برای من دافعه ایجاد کرد بعد از خواندنش...
ترجمه اش هم حالا که نگاه می کنم چندان درخشان نیست ( ضمن احترام برای مترجم و منسوبینش)
بهـــــاره .ش پاسخ داد:
سلام
ممنون که وقت گذاشتید.
البته تمام قصد منم این بود که بگم این رمان برای خود آمریکایی ها ارزش داره بخاطر همین دیدگاه که به سیاست و فرهنگ خودشون ربط داره. و الا من خواننده‌ی ایرانی چیز قابل توجهی توی داستان نتونستم پیدا کنم. برای کسی که داره ادبیات آمریکا رو مطالعه می کنه مورد خوبی می تونه باشه ولی با شاهکاری های ادبی قابل مقایسه نیست.
البته در مورد ترجمه هم دوستان که پرسیده بودن گفتم ترجمه دلچسبی نداره.
باز هم ممنون که وقت گذاشتین.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر